مقاله وکالت اجباری

وکالت > دسته‌بندی نشده  > مقاله وکالت اجباری

مقاله وکالت اجباری

همه ما در طول زندگی با مسائل و مشکلاتی مواجه می شویم که برای حل آنها به یک فرد متخصص نیاز پیدا می کنیم. همانند پزشکان، مهندسان و حسابداران، وکلا افرادی هستند که با توجه به زمینه تخصصی که طی سال ها مطالعه و تلاش سخت آن را کسب نموده اند، برای دفاع از حقوق افراد و اجرای عدالت و تبلور بیشتر این امور در جامعه فعالیت می کنند.

همانطور که از قدیم گفته اند و در محافل حقوقی زبانزد حقوقدانان است، وکیل و قاضی دو بازوی عدالت یا دو بال فرشته  عدالت هستند. وکلا به عنوان یاوران محاکم می توانند قضات را در جهت کشف حقیقت یاری دهند و از آبرو و شرف موکلان خود در مقام احقاق حق دفاع کنند. در بسیاری از موارد تشخیص علت بروز مسائل و حوادث از عهده دادرس دادگاه به تنهایی خارج است و تشخیص آنها نیازمند توجه به نکته های دقیق و فنی می باشد. شناسایی این نکات، اطلاعات علمی و حرفه ای مخصوص به خود را لازم دارد. از این رو دادرس دادگاه با کمک وکلا و کارشناسان حقوقی می تواند در حل مسائل مربوطه، عدالت را برقرار سازد و همچنین حضور وکیل در محاکم دادگستری به استحکام احکام قضایی اثر دو چندان خواهد بخشید.

تحقیقات در کشور ما نشان می دهد که معمولا افراد تا زمانی که دچار یک مسئله حاد حقوقی نشده اند از مراجعه به وکیل و مشاور حقوقی امتناع می ورزند و این در حالی است که نقش پیشگیرانه مداخلات متخصصین حقوقی در جامعه باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. چراکه فرهنگ مراجعه به وکیل و رواج استفاده از خدمات حقوقی میتواند با اطلاع رسانی درست به ارتقای فرهنگ حقوقی جامعه بیانجامد. در کشورهای پیشرفته مراجعه به وکیل و مشاور حقوقی امری لازم و بدیهی است و افراد برای تمام امور حقوقی خود به وکیل و مشاور مراجعه می کنند.

اما در برخی از کشورها از جمله کشور ما هنوز هم برای مراجعه به وکیل و مشاور نیاز به فرهنگسازی وجود دارد. این در حالی است که برای درمان مشکلات جسمی خود به راحتی به پزشکان مراجعه می کنیم ولی از برخورد و حل اصولی و قانونی مسائل حقوقی خود غافل می مانیم.

وکالت در دادگستری از جمله مشاغل تخصصی و دارای جایگاه بالای اجتماعی در جامعه است که دربردارنده ی استعدادها و نیروی عقلانی و جسمانی، همراه با عواطف انسانی در مسیری پر ثمر در جهت رسیدن به اهدافی با ارزش است. حق برخورداری از وکیل از مهمترین شروط فرایند دادرسی عادلانه در محاکم داخلی و بین المللی می باشد. اغلب محکوم از حقوق قانونی خود مطلع نیست و نمی تواند ادعاهای خود را آنگونه که باید و شاید به سمع قضات برساند از این رو حق داشتن وکیل یکی از تضمینات حقوق دفاعی متهم است که در اسناد بین المللی متعددی مورد تصریح قرار گرفته است. از آنجایی که امروزه تخصص در جوامع حرف اول را میزند، به همین اعتبار در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا وکالت اجباری و الزامی شده است.

با توجه به حجم انبوه پرونده ها در دستگاه قضایی، افزایش دعاوی و همینطور افزایش فارغ التحصیلان رشته حقوق، ضمن اینکه باید ظرفیت جامعه را در این حوزه افزایش دهیم از آن سو با توجه به نیازهای جامعه امروز باید حضور وکیل در دعاوی اجباری و الزامی گردد. با اجرای این طرح در جهت فرهنگسازی حقوقی، مردم آگاهی میابند که برای پیشگیری و رفع معضلات حقوقی خود باید از وکیل و مشاور حقوقی استفاده کنند؛ اگر همه افراد در نوشتن قراردادها و امور حقوقی خود از خدمات وکیل و مشاور بهره مند شوند، در روابط خود کمتر به مشکل برخواهند خورد.

تصویب و اجرای طرح وکالت اجباری باعث خواهد شد دعاوی حقوقی مردم حتما با حضور وکیل انجام شود که این امر مسلما موجب کاهش حجم و زمان رسیدگی به پرونده های قضایی و بهره وری مناسب جامعه از نیروهای قضایی خواهد شد و البته برای فارغ التحصیلان رشته حقوق نیز زمینه اشتغال به وجود می آید. همینطور با اجباری شدن وکالت علاوه بر این که امور قضایی جامعه سریعتر انجام می گیرد، فرهنگ حقوقی جامعه نیز بی تردید توسعه می یابد.

وکلا اعتقاد دارند دعاوی که در محاکم و دادگاه ها مطرح می شود اگر توسط وکیل اقامه شود دعوای صحیح تری خواهد بود و شکل و شمایل حقوقی و قانونی خواهد داشت و قضات محترم را از کلنجار رفتن با افرادی که تخصص حقوقی ندارند رها میکند و نتایج درخشانی را برای دادرسی عادلانه در بر خواهد داشت. همانطور که آیت الله سید ابراهیم رئیسی رئیس محترم قوه قضاییه در یکی از سخرانی های خود بیان کردند که : «عدالت قابل وصف کردن است و میشود کتاب هایی در این رابطه به نگارش درآورد. کما اینکه کتابهایی نیز نوشته شده است. اما سخن ما در عدالت ثبوتی نیست. سخن ما در عدالت اجرایی است. یعنی چه کنیم که عدالت اجرایی شود و مردم احساس عدالت کنند.»

در جامعه ای بنا شده بر پایه ی عدالت، وکیل نقش ویژه ای بر عهده دارد. رسالت وکیل تنها در اجرای شرافتمندانه حدود وکالت در چارچوب قانون محدود نمی شود. وکیل باید نگاهبان رعایت قوانین و تضمین کننده ی منافع و صرفه کسانی باشد که از حقوق و آزادیشان دفاع میکنند. از وظایف وکیل نه تنها جانب داری و دفاع از مصالح و منافع موکل، بلکه ایفای نقش مشاور حقوقی نیز از جمله وظایف اولیه وی می باشد. احترام به رسالت وکیل از شروط ذاتی و اساسی حاکمیت قانون و یک جامعه قانونمدار است.

مردم از طریق مشاوره با وکیل، روش های حفظ اموال و حقوق خود و نحوه ی استفاده ی قانونی از آنها را آموخته و یاد می گیرند چگونه مناسبات حقوقی خود را سامان دهند و از خطرات ناشی از رفتار غیر قانونی دیگران در امان باشند و می آموزند چگونه در مواجهه با بی عدالتی از حق خود دفاع کنند. با اجرای طرح وکالت اجباری و رشد نقش وکیل در اجتماع میتوان جامعه را بیشتر به سمت سلامت قانونی هدایت کرد؛ علاوه بر این فرهنگ استفاده از وکیل و رفتارهای در خور قانون و محاکم دادگستری افزایش میابد.

در حقیقت جامعه ی عادلانه زمانی محقق می شود که ساختار آن جامعه بر پایه ی اصول و معیار های عادلانه سامان یافته باشد. عدم آگاهی و اطمینان از حقوق فردی و اجتماعی موجب تحلیل جامعه متمدن و افزایش خصومت و سوظن شده و باعث می شود افراد به گونه ای نادرست عمل کنند. عدالت اجتماعی ارزشی است که با فراگیر شدن آن جامعه دارای شرایط و زمینه هایی می شود که هر صاحب حقی به حق خود می رسد و امور جامعه به تناسب و تعادل رسیده و در جایگاه شایسته ی خویش قرار می گیرد

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید